نميدانم اسمش را بايد شروعي تازه گذاشت يا كه آغازي دوباره، هر چه هست اين كه به مدد و بزرگواري و همت دوست گرانقدرم عليرضا خان مجددا صاحب جايي شدم براي نوشتن روي كاغذي و پرت كردنش به آسمان كه شايد در اين وانفساي وقت و زمانه و روح ديوانهاش شايد كه چشماني راغب خواندشان باشد و سياهيها و سفيديهاي دستخط مرا بخواهد كه بخواند و ديدن مرا و نحو و طرز و زاويه و محتوا و شكل و … اش را پي بگيرد. نميدانم چهها مينويسم و چهها ميخوانانم. اما هر چه هست فعلا اينجا را باز براي نوشتن مناسبتر ديدهام تا چه پيش آيد و چه در نظر آيد؟ و بقول سعدي بزرگ: مهر ميورزم و اميد كه اين فن شريف/ چون هنرهاي دگر موجب حرمان نشود/ والسلام